دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
46
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
دورههاى پيشين و پسين دريافت . از بدبياريهاى درويشان سبزوار اين بود كه در روزگار آنان و در سرزمينشان ، نيروهاى سياسى ديگرى نيز بخصوص در ميان اعيان و اصول محلى ، وجود داشتند كه بهطور همزمان هدف دستيابى به قدرت را در سر مىپختند ؛ و امكان اينكه يكى از دو طرف بر ديگرى فائق آيد نيز وجود نداشت ؛ تا آنجا كه در نهايت چيزى براى طرفين باقى نمىماند جز اينكه همديگر را تضعيف سازند . امّا سربداران به غير از اصطكاك منافع خانگى و داخلى ، از طرف دشمنان خارجى نيز تهديد مىشدند . آنان توانستند پس از گذشت ايامى هرچند دير به طغاتيمور دست يابند ، ولى بر جانشين نه چندان برجسته او امير ولى نتوانستند فائق آيند . با اينكه با جانى قربانيها درگيريهايى پيش آمد ، ولى روابط حسنه براى مدت طولانى بين آنان برقرار شد ؛ و حال آنكه كشمكش با آل كرت هرات راه به جايى نبرد . اين دشمنان همگى حالتى از كينتوزى و خصومت با سربداران داشتند و مهم هم نبود كه كدام يك از دو گروه سربداران حاكم زمان باشند . با اينكه حكومت سربداران با قيامى عليه مغولان و يا نمايندگان آنان شروع شد ، امّا تاريخ بعدى آنان را نمىتوان منحصرا از اين ديدگاه بررسى كرد . يك زمانى آنان مجبور شدند كه طغاتيمور را بهطور اصولى تحمل كنند و سياستهاى آنان ديگر منحصر به گرايش ضد مغولى نبود ، تا آنجا كه حذف طغاتيمور در نهايت يك عمل مقطعى بود . در مورد مسأله ايجاد و تشكيل دولت شطّار به وسيله سربداران ، توجيه اين نظريه با مقتضيات تاريخشان در بوته ترديد است چرا كه نه از طريق عنوان دو پهلوى انتخابى آنان و نه با فقدان ادعاى مشروعيت و يا بىاعتنائى نسبت بدان ، و نه فقدان خط ايجاد سلسله و نه حتى درگيريهايى كه عليه حاكمان مستقر با مشروعيت قابل ترديد راه افتاد ، نمىتوان آن را توجيه كرد . اينكه سربداران در لشكركشيهاى خود رفتار خوبى با دشمنان و يا جمعيت شهرى نداشتند بحثى است كه عليه آنان راه افتاد ، چون تصور اينكه دشمن روياروىشان در آن زمان رفتار متفاوتى داشته ، دشوار است . بنابراين ارزيابى ما از سربداران نيازى به ارزيابى متفاوت از رقيبانشان و يا حاكمان ديگر همزمان ايران ندارد . اين واقعيت كه سربداران در فعاليتهاى فرهنگى تلاشهاى گوناگونى داشتهاند نيز مسأله بالا را تقويت مىكند . در اينجا مىتوان از دو نمونه صحبت كرد : تلاشهايى كه شمس الدين على به كار بست تا معمارى عصر سربداران را توسعه بخشد و نتيجه آن بناى مسجد جامع و كارگاهى براى پيشهوران بود . جنبه ديگر علاقه آنان به شعر و شاعرى است و شاعر مديحهسراى آنان محمد